ميرزا مهدي خان استر آبادى

13

جهانگشاى نادرى ( فارسى )

اهالى قلعه ناچار طالب امان و متقبل پيشكش گشته ، در باب تفويض كار قلعه تا انجام كار اصفهان استمهال 112 كردند . محمود نيز اقوال ايشان را قبول ، و از كرمان عازم اصفهان شد . اعيان دولت بتمهيد 113 اسباب قتال مشغول ، و در جبّه‌خانه 114 را گشوده ، مردم روستايى و بازارى را ، كه از فنون جنگ عارى بودند ، بسيف و سنان و درع 116 و خفتان 115 مكمل ، و در يال و كوپال هر يكى را ثانى رستم يل ساخته ، بجمعيّت تمام بميدان كارزار شتافتند . روز دوشنبهء سيم « 1 » جمادى الاولى 117 سنهء هزار و صد و سى و چهار هجرى مطابق اودئيل در كلون‌آباد 118 چهار فرسخى اصفهان تلاقى فريقين واقع شد ، قزلباشيّه مغلوب ، و رستم قوللر آقاسى ثبات قدم ورزيده ، با احمد خان توپچىباشى و جمعى از اعيان كبار دولت مقتول گشتند ، و تمامى توپخانه و اسباب اهل اردو به تصرف افغان درآمده ، بقية السيف وارد شهر اصفهان ، و بناى سيبه‌بندى در دروب و محلات را گذاشتند . بعد از دو روز محمود و افاغنه آمده فرح‌آباد 119 اصفهان را براى نزول اختيار ، و از پشت سيبه‌ها 120 آغاز گير و دار نمودند در غرهء جمادى الاخرى سال مزبور مطابق بارس‌ئيل ، كه سلطان دار القرار جهان يعنى مهر عالم‌آراى بعزم تسخير شهرستان حمل 121 رايت 122 اعتلا 123 افراخته ، لشكر بهار برهمزن هنگامهء بهمن و غارتگر شهر دى گشت ، افغان 124 هزاردستان 125 با هزار داستان شورافزاى فرح‌آباد چمن ، و هزارهء بلبل و بلوچ خار « 2 » مالك پايتخت گلشن گرديد . محموديان در كمال شوكت و استيلا دست بتاخت و تاز دراز كرده ، بانديشهء اينكه امداد 126 از طرفى باصفهان خواهد رسيد سلك جمعيّت خود را از هم نمىپاشيدند . اعيان دولت فكرى كه براى كسر شوكت خصم انديشيدند اين بود كه سلطان محمد ميرزا نام ، ولد اكبر خاقان

--> ( 1 ) - « ب » ، « و » : « بيستم » رجوع بتعليقات شود . ( 2 ) - در نسخ « ب » و « و » عبارت چنين است : « و هزارهء بلبل و بلوچ خارائى گل » .